نوشتن قانون اساسی

بعد از فوت آقای شجریان، در توییتر خواندم که ایشان در جایی و در زمانی، برای خودشان قانون اساسی نوشته اند. از آنجا که نه در زمان حیاتشان و نه بعد از فوتشان، کوچک ترین علاقه ای به سبک موسیقی و صدای ایشان نداشته و ندارم، حتی لینک خبر را هم باز نکردم. تنها یادم آمد که همیشه بر این عقیده بوده ام که ما اول باید حقوق خود را بشناسیم و بعد دنبال تغییر باشیم. اگر ما حقوق خود را نشناسیم دوباره این چرخه ذلت تکرار خواهد شد.

اگر ما حقوق خود را نشناسیم دوباره این چرخه ذلت تکرار خواهد شد

شاید بهتر باشد اول قانون اساسی یکی دو  کشور را بخوانیم تا با بخش های اصلی آن آشنا شویم. سپس سر تیتر های آنها را یادداشت و قانون خودمان را بنویسیم. در جریان نوشتن قوانین، با بایدها و نبایدها و حقوق خودمان بیشتر آشنا خواهیم شد. اگر سعی کنیم تنها بجای آنچه به نفع خودمان است، همزمان به حقوق خود و جامعه مان یکجا فکر کنیم، احتمالا قانون اساسی که می نویسیم فراتر از لیست خواسته هایمان خواهد شد.

متاسفانه سال 58 در ایران یک پیشنهاد قانون اساسی به رفراندوم گذاشته شد که نه تنها مترقی نبود، بلکه مشکلات بسیار زیادی داشت. این قانون منافع اقلیتی را تامین می کرد و نیازها و حقوق بخش بزرگی از جامعه را نادیده گرفته بود. قصد آن را ندارم که این قانون را که ثمره آن را در چهل و چند سال گذشته همه دیده اند بررسی کنم. بلکه می خواهم بگویم در آن زمان، عده ای به جای همه مردم، یک قانون اساسی جنجالی را تدوین کردند که متاسفانه با شور انقلابی مردم در آن زمان، با اکثریت بالایی (نه آن عدد خنده آوری که سالها به آن اشاره کرده اند) تصویب شد.

اگر می خواهیم این مساله دوباره تکرار نشود، اول از همه باید قانون اساسی خودمان را بنویسم و از همه آن کسانی که ادعایی برا فردای ایران دارند، بخواهیم قانون اساسی پیشنهادی خود را نشر دهند.

برایم خنده دار و در عین حال دردناک است که عده کثیری از مردم به کسانی که  حتی برنامه های خود را واضح و مکتوب منتشر نمی کنند، دل می بندند. با دو بیانیه دادن و انتقاد از وضع فاجعه بار موجود که نمی توان آینده ای برای یک کشور ساخت. اگر کسی حرفی دارد،  باید همه برنامه و اهداف خود و شیوه محقق شدنش را بصورت مکتوب ارایه دهد.

الان که این چند خط را می نویسم، اطمینان دارم در سالهای پیش رو، نه در انتخاباتی در ایران شرکت خواهم کرد و نه در کشور دیگری حق رای خواهم داشت. ولی نوشتن قانون اساسی خود را شروع خواهم کرد. این  دفترچه قانون، راهنمای من خواهد بود تا بتوانم تشخیص دهم که اهداف و برنامه کدام گروه سیاسی با اهداف و آرمان ها و حقوق اساسی که من به آن فکر کرده ام، نزدیک تر خواهد بود.

من شروع می کنم، و زمانی که کمی تکمیل شود، احتمالا آن را به عنوان یک نمونه منتشر خواهم کرد، شاید خوب باشد، شما هم شروع کنید، چه قصد انتشار آن را داشته باشید یا از آن مانند چراغ قوه ای برای آینده استفاده کنید.

2 نظرات

  1. زمان گذشت و رسیدیم به سیرک انتخاباتی ۱۴۰۰ ایران٬ همچنان عده ای می خواهند  از مردمی که حقوق اساسی خود را نمی شناسند برای پیشبرد اهداف خود استفاده کنند! باور دارم تا مردم ایران حقوق اساسی خود را نشناسند٬ همچنان این بازی ادامه دارد.

  2. م: این خيلی خوبه . حداقل فایده اش اینه که می فهمیم چی می خواهیم . بعدش هم اگر بخواهیم این قانون اساسی خود نگاشته رو با حقوق بشر تطبیق بدیم ، شاید کشف کنیم چه مستبدهای کوچکی در وجود هر کدام ما لانه کرده .
    در کل این کار خوبیه و می تونه آشنامون بکنه با قوانین جاری در ایران و سایر کشورها .

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.