قصه نقشه بخش نخست

قصه نقشه

این قصه واقعی رو شاید برای تعداد کمی از مشتریان و دوستانم تعریف کرده باشم ولی فکر می کنم شاید بهتر باشه برای شما هم تعریف کنم:

یک روز جمعه تابستونی دو سه تا خانواده که در کرمانشاه مسافر بودند، (بعضی هاشون تو هتل و بعضی دیگر در خانه یکی از اقوام) ایام خوبی رو در کرمانشاه داشتند، قصد بازگشت به تهران کردند. متاسفانه نزدیک همدان که رسیدند، متوجه شدند که باید در همدان اجبارا توقف داشته باشند، زیرا کودک خردسال یکی از این خانواده ها نیاز به شیر خشک و … داشت، یادم نیست شاید جا مونده بود!

در ظهر این روز تابستونی به همدان رسیدند، هیچ یک از افراد این خانواده ها تجربه اقامت در همدان را نداشت، لذا با نقشه شهر آشنایی نداشتند. پرسان پرسان به دنبال داروخانه شبانه روزی که احتمال وجود آن شیر خشک خاص را در آن می دادند، گشتند، و عجیب اینکه در شهر نه چندان بزرگ همدان این مسیریابی به دلیل گم کردن مسیر حدود 40 دقیقه طول کشید.

پس ازروبراه شدن کار خانم کوچولویی که الان مدرسه میره و با سواد شده و شاید یک روزی این نوشته را بخواند، حالا نوبت بزرگ تر ها بود. دوباره رویه سنتی پرسش برای یم رستوران خوب و گم شدن در خیابان های شهر، دست آخر کارگر یک سوپر مارکتی لطف کرد با موتور خودش جلو حرکت کرد و بعد از دو سه دقیقه  دنبال موتور این پسر جوان رفتن، این جمع گرسنه در رستوران خوبی بودند، کباب خوب ، دوغ عالی و …

یکی از مسافران سفر یاد شده من بودم،  جالب اینکه در یکشنبه همان هفته  با یکی از مدیران موسسه گیتاشناسی برای طراحی وب سایت جدیدشان جلسه داشتم. بعد از جلسه به فروشگاه نقشه شان سری زدم و نقشه همدان را خریداری کردم. این نقشه تا آخر هفته در کیف من ماند، جمعه وقتی پیدا کردم که به نقشه نگاهی بیاندازم.

نقشه همدان طراحی شده در شرکت راه نقشه خاورمیانه سال 1387
نقشه همدان طراحی شده در شرکت راه نقشه خاورمیانه سال 1387

نقشه همدان را باز کردم و مدتی طولانی، نمی دانم نیم ساعت، یک ساعات یا شاید بیشتر مشغول مطالعه آن شدم، خیلی جالب بود، علت گم شدن ما تنها در بد آدرس دادن کسانی که از آنها راهنمایی خواسته بودیم، نبود! ساختار خیابان های گرد شهر همدان نکته اصلی دیگری بود که ما چون با آن آشنا نبودیم باعث سردرگمی ما شده بود.

نکته اینجاست: خیلی از زمان هایی که ما فکرمی کردیم در خیابانی مستقیم حرکت می کنیم، فی الواقع دور خودمان چرخیده بودیم!

با خودم گفتم برای اینکه مشکل مجددا پیش نیاید، بهتر است یک جی پی اس بخرم، من بی خبر فکر می کردم حتما نقشه همه شهرهایی ایران در جی پی اس هست! پس از مدتی کاوش در اینترنت و سوال از چند فروشنده، یک عدد Etrex Vista Cx خریداری کردم و مبلغ 30 هزار تومان بابت نقشه هم جداگانه دادم. نقشه مذکور فقط تهران را داشت، آنهم شبکه ای بود از خیابان های درهم و برهم؛ آمیخته با منحنی میزان های ارتفاعی.

نمایی از اولین نقشه ای که در سال 1386 خریداری کردم
نمایی از اولین نقشه ای که در سال 1386 خریداری کردم

از آنجا که در کار با جی پی اس تازه کار بودم ولی جویایی کشف این دنیای جوان، در 24 ساعت اول کار با این جی پی اس، نقشه آن را به کل پاک کردم!!! یادم هست در خیابان طالقانی ( تخت جمشید) بودم که به فروشنده جی پی اس زنگ زدم و صادقانه مساله را مطرح کردم ولی در عوض این جمله را شنیدم:

شما انگولک کردید، نقشه پاک شده، حالا جریمه می شوید، می آیید یک 30 هزار تومان دیگر می دهید برایتان نقشه را مجددا می ریزم

صادقانه بگویم، بهم خیلی برخورده بود، بخصوص از اینکه به من گفته بود انگولکچی !!!

ادامه داستان فردا شب برایتان می نویسم

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.