خلاقیت

خلاقیت

درست زمانی که از درس خواندن فارغ شدم، احساس کردم دوباره توانایی خود را در خلق ایده ها بدست آورده ام. گویا مدرسه و دانشگاه تنها باعث شده بود که طبق قوانینی که دیگران تدوین کرده بودند فکر کنم. خلق ایده ها ساده نبود، خلق هر ایده ای حتی ساده، حس خوب کودکی داشت.

فکر خلاق

گویا تنها درگیری حل مساله در درسهایی مانند ریاضی باعث شده بود به کلی خلاقیت خود را از دست ندهم. نظام آموزشی ما نظام جزوه نویسی و پاس کردن درسها و نمره گرفتن است، خلاقیت تعریفی ندارد. اگر معلمی یا استادی با شیوه های خود خلاقیت را در شاگردانش زنده نگه می دارد، تنها باید این مساله را در شخصیت خلاق او جستجو کرد.

سالها گذشت و من خلاق و خلاق تر شدم، زمانی ناآگاهانه ایده های خود را با شخص و شرکتی مطرح می کردم که بدون در نظر گرفتن هیچ حقی برای من آنها را در شرکت معظم خود به کار می بست. زمانی به فکر انجام تمام ایده های خود افتادم، بجای مطرح کردن آنها سعی می کردم آنها را اجرا کنم. چندی نگذشت که خود را درگیر دهها پروژه خلاقانه، اما نیمه کاره دیدم. آن موقع بود که مفهوم ” یک ایده متوسط با یک میلیون دلار پول بهتر از یک ایده عالی با جیب خالی می باشد” را درک کردم.

به فکر افتادم که برای ایده خود سرمایه گذار پیدا کنم، متاسفانه افرادی را که پیدا کردم سه دسته بودند:

الف – ایده را نمی فهمیدند و برای آنها طرح هایی که در محیط نت بود معنی نداشت.

ب- می خواستند تمام ایده را صاحب شوند و حقی برای صاحب ایده قائل نبودند؛ یا اگر حقی قائل بودند بسیار ناچیزبود.

د – ایده را می فهمیدند، حتی در پرورش آن و تبدیل به یک برنامه کاری کمک می کردند؛ اما سرمایه ای برای اجرا نداشتند.

مجبور بودم ایده ها و پروژه های خود را محدود تر کنم و روی تنها بعضی از آنها سرمایه مالی و کاری بگذارم.  بدین ترتیب بسیاری از ایده هایم را گذاشتم برای بعد, و برخی از آنها را به سرانجام رساندم.

ایده های جلوتر از زمان خود

برخی از ایده ها باید در زمان خود اجرا شوند، شرایط اجتماعی، اقتصادی گاه باعث  می شوند یک ایده خوب به شکست بیانجامد، برخی از پروژه های من شامل این قانون تلخ شدند، نام و یادشان گرامی … 🙂

اما …

دقیقا پارسال بود که فهمیدم کارکرد مغز انسان ها چقدر متفاوت است، بعد از یک تست علمی و دیدن اینکه نسبت استفاده من از دو نیمکره مغزم نسبت 80 به 20 دارد، چرایی خیلی از مسائل برایم آشکار شد. اکنون خلاقیت خود را لجام نمی زنم و سعی می کنم ایده های خود را نشر دهم چرا می دانم که هر ایده هر چقدر خلاقانه؛ هر چقدر ناب، حتی اگر آن را به هیچ کس نگویید، تنها 6 ماه بعد در همین کره خاکی به ذهن دیگری خطور خواهد کرد.

دو نیمکره

نکته : نوشتار فوق شخصی بوده و بر اساس ادراک من از جهان پیرامونم نوشته شده و مبنای  مستدل علمی ندارد.

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.